کیمیا و کیاناکیمیا و کیانا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره

کیمیا و کیانا دوقلوهای دوست داشتنی من

شب یلدا سال 91

امسال اولین سالی بود که دو قلوهای عزیزم شب یلدا داشتند و ما تصمیم گرفتیم که برویم شهرضا و شب یلدا را در شهرضا گرامی بداریم و هم به مامان جون مهناز که تازه عمل جراحی کرده بود و میله را از پاهاش در آورده بود بزنیم به همین خاطر صبح روز پنجشنبه ساعت 5:30 صبح همراه با مادرجون حرکت کردیم و حول و حوش 13:30 بود که به شهرضا رسیدیم و شب پنجشنبه 30 آذرماه همراه با مامان جون مهناز و مادرجون و باباجون ها و دایی مجید و آقا اسماعیل دوست دایی مجید و همسرش شب یلدا را جشن گرفتیم این هم چند تا عکس از شب یلدای 91   ...
7 بهمن 1391

شیطونی دوقلوها

امروز چهارشنبه 24 آبانماه میباشد و میخوام براتون از شیطونی دوقلوها سر سفره ناهار بگم که شیرجه زدن در ظرف برنج و همه برنجها را پخش کردند و چقدر مامان جون ( مادر بزرگ بچه ها ) ذوق کردند و چقدر  بهشون خندیدیم ...
9 دی 1391

هفت ماهگی دو قلوها

ساعت ٢١:٤٥ به مناسبت اتمام هفت ماهگی دو قلوها و ورود به هشتمین ماه زندگیشان جشن تولدی با حضور من و مادر عزیز و مهربانشان و مامان جان مهناز ، مادر بزرگ دو قلوها برگزار شد و روی کیک عدد ٥٢٠٣ حک شد که مفهوم آن این است که در ساعت ٢١:٤٥ ، ٥٢٠٣ ساعت از زندگی دو قلوها میگذرد و امیدوارم روزی که جشن تولد ١٠٠ سالگی را میگیرند ما را هم یاد کنند. ...
4 آذر 1391

شش ماهگی دو قلوها

امروز شنبه ٢٢ مهرماه میباشد و دو قلوها امروز شش ماهش تمام و وارد هفتمین ماه می شوند صبح برای زدن واکسن و سنجش قد و وزن به درمانگاه کریم رفتیم و بعد هم برای سنجش شنوایی به بیمارستان پیامبران رفتیم و اما قد و وزن دو قلوها به صورت زیر بود کیمــــــــــــــیا قد: ٦٤ سانتیمتر وزن: ٦ کیلوگرم دور سر: ٣٩ سانتیمتر کیـــــــــــــانا قد: ٦٥ سانتیمتر وزن: ٦.٢ کیلوگرم دور سر: ٤٠ سانتیمتر و از نظر شنوایی هم مشکل خاصی نبود و عالی بود   چه شبی بود شب شنبه دو قلوها پس از زدن واکسن ٦ ماهگی تب کرده بودند و تا صبح من و مامان و مادرجون مهناز کنارشون بودیم و دستمال مربوط میگذاشتیم تا تب را پایین بیاوریم و وضعیت کیانا بدتر بود ...
21 آبان 1391

کیانا و عروسک مورد علاقه اش

کیانا جان یک عروسک داشت که خیلی این عروسک را دوست داشت و با این عروسک حرف میزد گرچه ما حرفهاش را متوجه نمی شدیم ولی خیلی جالب بود وقتی باهاش حرف میزد و براش ذوق میکرد ...
19 آبان 1391